close
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
انتقام سخت - قسمت آخر

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 51
  • کل نظرات : 546
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 451
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 277
  • بازديد ديروز : 190
  • بازديد کننده امروز : 35
  • بازديد کننده ديروز : 32
  • گوگل امروز : 7
  • گوگل ديروز: 19
  • بازديد هفته : 976
  • بازديد ماه : 6,137
  • بازديد سال : 18,744
  • بازديد کلي : 122,219
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 107.22.26.172
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

آخرین ارسالی های انجمن

 

قسمت آخر در ادامه مطلب

 

( آزمایشگاه جنایی )

تام : سلام هارتموت. به فیلمها نگاه کردی؟

هارتموت : سلام بچه ها. آره چیزی پیدا نکردم

سمیر: یعنی هیچی نبود؟

هارتموت: نه ولی ...

تام : ولی چی؟

هارتموت: با من بیایید

بعد تام،هارتموت و سمیر به پشت کامپیوتر میرن و به فیلم دوربین جلوی خونه نگاه میکنند

هارتموت: این ماشین رو ببینید ، چند روز متوالی پشت سر هم تو دوربین هست . هر روز میومده در خونه وایمیستاده و وقتی مقتول از خونه میرفته بیرون ...

تام: اون هم میرفته دنبالش

هارتموت: نه . میرفته داخل خونه

سمیر: داخل خونه؟

تام: هارتموت قیافه اش رو میتونی واضح کنی؟

هارتموت: نه بچه ها شرمنده . فیلمها فوق العاده بی کیفیتند

سمیر: یه کاری کن انیشتین . ما باید پیداش کنیم

هارتموت: ولی شماره پلاک ماشین رو دارم. با استفاده از برنامه ...

تام: هارتموت جان نمیدونی ما عجله داریم. لطفا شماره پلاک رو بده

هارتموت: بفرمایید ، این هم شماره پلاک ماشین

سمیر: تام سریع زنگ بزن به سوزانه و آمارش رو بگیر

هارتموت : البته خواهش میکنم بچه ها ، قابلی نداشت

تام: ممنون انیشتین

( خانه ی یکی از رفقای نازا )

الن : اینجا دیگه خونه آخرین دوستشه . خدا کنه اینجا باشه

بن: آره والا . من که دیگه از گشنگی دارم میمیرم

الن زنگ میزنه و دوست نازا درب رو باز میکنه

کلودیا (دوست نازا) : بفرمایید

بن: سربازرس یگر از پلیس بزرگراه . خانم نازا اینجان؟

بعد نازا از داخل خونه داد میزنه کیه کلودیا

بن به کلودیا میگه که ساکت باشه و میخواد آروم وارد خونه بشه که یکدفعه کلودیا داد میزنه فرار کن نازا ، پلیس اینجاست .

بن: لعنتی

نازا سریع به سمت در پشتی فرار میکنه ولی تا در رو باز میکنه میبینه الن پشت دره

الن: جایی تشریف می بردید؟

بن( نفس نفس زنان) : نه ، خوب بود

الن : پلیس خوب باید همیشه تیز باشه . راه بیفت خانم نازا . فکر کنم حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشی

بعد به نازا دست بند میزنند و در حالی که دارن سوار ماشین میشن نازا به کلودیا چشمک میزنه و کلودیا هم بهش نیشخندی میزنه

در راه اداره در یکی از خیابانها پشت چراغ قرمز بودند که یکدفعه یک جیپ مشکی میپیچه جلوی ماشین بن و چند تا مرد نقاب دار از ماشین پیاده میشن . بن هم تا میاد واکنش نشون بده یکی از اونا اسلحه رو میزاره رو سر الن و میگه اگر زندگیش رو دوست داری قهرمان بازی در نیار . بن اسلحه اش رو میندازه

نازا: بالاخره اومدید بچه ها. داشتم ناامید میشدم

مرد خلافکار: نگران نباش نازا . تو یه مهره سوخته ای

نازا : چی؟؟؟

بعد نازا رو با یه تیر میکشن

مرد خلافکار: سربازرس یگر ، این یک اخطار برای شما هم هست . اگر دوباره بخوای پاتو تو کفش ما بکنی با زندگی نامزدت بازی کردی

و بعد یه تیر به لاستیک ماشین بن میزنه ، سوار ماشین میشن و در میرن

بن : لعنت به این شانس ، لعنتی ... لـــــــــــــــعنتی

الن : اینا از کجا پیداشون شد ....

( در اداره پلیس )

کروگر : عالیه ، دو تا جنازه داریم ، یه مواد فروش و کلی خسارت مالی و پرونده هم هنوز به جایی نرسیده . چه توجیحی دارید؟

سمیر: ما به یک نفر مضنون شدیم .

کروگر: من فکر کنم باید پرونده رو به دایره جنایی بسپاریم

تام : خواهش میکنم خانم کروگر ، یه فرصت دیگه به ما بدید

کروگر: فقط یک فرصت دیگه . خب توضیح بدید . چه خبر؟

تام: ما در فیلم دوربین ماشینی رو دیدیم که خیلی مشکوکه . سوزانه تا چند دقیقه دیگه اطلاعاتش رو به ما میده

کروگر : شما چطور یگر؟ برگشتید سراغ کلودیا دوست نازا ؟ اون حتما میدونه که کی پشت قضیه است

الن: ما برگشتیم ولی متاسفانه کلودیا هم کشته شده بود

در همین وقت سوزانه در میزنه و وارد میشه

سوزانه : اسم صاحب ماشین جک برایان. و این هم آدرس خونه اش

کروگر: آقایون فورا به این ماجرا خاتمه بدید. در صمن سوزانه سریعا تین عملیات ویژه رو هم خبر کن . دوست ندارم این دفعه دست خالی برگردید

تیم کبرا 11 به همراه گروه عملیت ویژه به خونه ی براین حجوم میبرن . سمیر و تام از در جلویی و الن هم از در پشتی . بن هم خونه رو محاصره میکنه

وقتی به داخل خونه حمله میکنن برایان از پنجره خودشو پرت میکنه بیرون ولی بن که متظرش بود یه مشت بهش میزنه و دستگیرش میکنه . سمیر و تام هم خونه رو میگردند و یک فیلم ویدئویی پیدا میکنند که به نظر میرسید همون فیلم گم شده باشه .

سمیر: فورا باید برگردیم اداره . من باید این فیلم رو چک کنم

( در ادراره )

سمیر و الن فیلم رو می بینند و فورا به دفتر کروگر میان . همین موقع بن و تام هم بازجویی از جک رو تمام کرده بودند و به دفتر میان .

کروگر: خیلی مشتاق شنیدن گزارشتون هستم

بن: شاید باورتون نشه ولی جک گفت که ...

کروگر: جک چی گفت؟

تام : اون گفت که همه چی زیر سر ولف بوده

کروگر: ولف

سمیر : آره ولف ، ما هم تو بازبینی فیلم متوجه شدیم که این همون فیلم پارکینگه و ...

الن: و کسی که ترمز ماشین رو بریده بود ولف بود

سمیر : داشتم میگفتم

الن : فرقی نداره که . بالاخره یکی باید میگفت

کروگر: خیلی خوب گرفتن حکم با من و دستگیر کردن ولف با شما . فورا دستگیرش کنید

بن : بزن بریم 

گروه کبرا 11 منتظر گروه عملیات ویژه نمیشن و به سمت خونه ولف میرن . به دو گروه تقسیم میشن یعنی تام و سمیر با ماشین تام گروه A و بن و الن هم با ماشین بن گروه B

 ولف ه داشت سوار ماشین میشد که فرار کنه یکدفعه از دور ماشین تام رو میبینه . سریع دور میزنه و میخواد بپیچه تو فرعی که یکدفعه بن می پیچه جلوش . اون هم ترمز میکنه و سرش رو میبره زیر فرمون با گوشیش به همدستاش زنگ میزنه . بن هم میاد و دستگیرش میکنه ولی متوجه تماس ولف نمیشه

بن به ولف دستبند میزنه و میخواد سوار ماشینش کنه که یکدفعه یه نفر به دستش شلیک میکنه و بن رو زمین میفته . الن میره به سمتش و ولف هم فرار میکنه به سمت جیپی که  اونجا ایستاده بود.

تام هم به دنبالشون میدوه ولی بهشون نمیرسه و اونا فرار میکنن . سمیر هم با ماشین تام میرسه ، تام سوار میشه و به دنبال اونا میرن

بن والن هم سوار ماشین میشن و الن پشت فرمون میشینه و میرن

تام : از کبرا 11 به رمکز . ما در بزرگرا ه A55 هستیم و داریم یک جیپ مشکی رو تعقیب میکنیم . نیروی کمکی لازم داریم ، تمام

کروگر: مگر نگفتم صبر کنید تا پشتیبانی برسه ؟

تام : شرمنده رئیس ، همه چی قاطی شد

کروگر : بسیار خب . من خودم شخصا با تیم عملیات ویژه میام اونجا

تام : بدبخت شدیم . سمیر مواظب باش ماشینم رو داغون نکنی

سمیر : نگران نباش

سمیر بیسیم رو برمیداره

سمیر : از کبرا 11 تیم A به کبرا 11 تیم B . کی پشت فرمونه؟

بن : متاسفانه الن . اگر ماشینم داغون بشه کروگر روزگارمو سیاه میکنه

سمیر: الن گوش کن ببین چی میگم . من میرم جلوی ماشین ولف. تو هر وقت که دیدی من زدم رو ترمز از پشت بزن بهش

الن : باشه فهمیدم

بن : چی رو فهمیدی ؟ چیکار میخوای بکنی؟

تام : دوباره میخوای بری و جلوش بزنی رو ترمز؟

سمیر: نگران نباش . این دفعه تجربم کمکم میکنه

تام : ولی سمیر ...

بعد سمیر میره جلوی جیپ و یکدفعه میزنه رو ترمز . جیپ هم میخواد بپیچه که یکدفعه الن از پشت میزنه بهش و جیپ هم تعادلش رو از دست میده و وسط بزرگراه چپ میکنه . در همین حین یک کامیون بهشون میزنه و جیپ منفجر میشه و ولف و دار و دسته اش هم میمیرن.

چند دقیقه بعد هم خانم کروگر به همراه نیروی پشتیبانی به اونجا میرسه

کروگر: تبریک میگم گروه کبرا 11 . بالاخره این پرونده رو به پایان رسوندید

سمیر: همکار جدید هم به درد خورد

الن: من که کاری نکردم

بن : من که گفته بودم آخ ...

تام : لعنتی دستت داره خونریزی میکنه

بن: نگران نباش . من و سمیر به این زخمها عادت داریم . مگه نه سمیر؟

سمیر : معلومه رفیق . بزن قدش

الن : من بن رو میرسونم بیمارستان .

کروگر: خیلی خوب . در ضمن از فردا هم به مدت یک هفته به مرخصی برید

تام : مرخصی؟ برای چی؟

کروگر: پرونده سختی بود . به استراحت احتیاج ندارید؟

بن: چرا. دقیقا همون چیزیه که میخواستم .

کروگر: امیدوارم که شما 4 نفر که از بهترین افراد من هستید ماموریتها و روزهای خوبی رو با هم سپری کنید و همچنین آرزوی من اینه که خسارت به بار نیارید . من فکر میکردم با اومدن نازا درست میشید ولی با کمال تاسف باید بگم که اون هم مثل خودتون استاد داغون کردن ماشینه

بعد همه میخندند و این داستان به پایان میرسد

 

خوب بروبچ نظرتان؟؟؟؟؟

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. : خیلی جالب و خوب بود. ممنون. لطفا در داستان های بعدی از الکس هم استفاده کنید. به فکر ما طرفدار های الکس هم باشید دیگه. ممنون
    پاسخ : چشم . حتما ...



  1. زهره صابری : سلام آقا سرورش داستان خوبی بود خسته نباشین منطزر داستان بعدیتون هستیم
    پاسخ : سلام . ممنون
    به بقیه بچه ها هم خبر بده که وب دوباره راه افتاده ....



  1. اون يكي فاطمه : من كلي نظر داده بودم ولي الان ميبينم نيستن
    حدس زده بودم كار ولف باشه خيلي قشنگ بود
    پاسخ : آره منم میگم داستان قشنگی بود...
    فاطی جون نظرات اومده ولی تو پست های دیگس حتما عزیزم..



  1. Amir : سروش جون میخواستم بابت اینکه دیر به دیر میام عذر خواهی کنم!!
    اخه واقعا سرم خیلی شلوغه!! به ریحانه هم گفتم
    پاسخ : OK



  1. Amir : خیلی خوب بود رفیق!!!
    پاسخ :

    پاسخ : مرسی



  1. rahaneh : داستان قشنگی بود منتظر داستان بعدیم!!
    پاسخ : ممنون



  1. زهره صابری : سلام داستانرو خوندم عزیز جان خوب بود
    پاسخ : MerC


ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

هواداران هشدار برای کبری 11
به وبسایت هواداران کبرا 11 خوش آمدید. سلام خدمت تمام دوستان و همراهان گلم . مطمئنا اکثرتون منو میشناسید و قبلا در وبسایت من بودید . بنابراین با نظرات و شرکت در گفتگوها من رو دلگرم کنیذ . در ضمن اگر دوست دارید نویسنده کبرایی باشید میتونید در همینجا کارتون رو شروع کنید. ..::سروش::..

نویسندگان

نظرسنجی

کدامیک از همکاران سمیر از نظر شما بهتر بودند ؟






بازی وینزنز کیفر در نقش الکس را چطور ارزیابی میکنید؟