close
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
انتقام سخت

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 51
  • کل نظرات : 546
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 425
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 180
  • بازديد ديروز : 60
  • بازديد کننده امروز : 24
  • بازديد کننده ديروز : 32
  • گوگل امروز : 12
  • گوگل ديروز: 18
  • بازديد هفته : 601
  • بازديد ماه : 1,853
  • بازديد سال : 1,853
  • بازديد کلي : 105,328
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.166.75.80
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

آخرین ارسالی های انجمن

 

در این داستان سمیر ، بن به همراه شخصیت دیگری به نام تام گروه کبرا 11 رو تشکیل میدهند.

 

داستان در ادامه مطلب

 

یک روز سمیر و تام در بزرگراه در حال گشت زدن بودند

سمیر : تا حالا چندتا دزد دستگیر کردی تام؟

تام : نمیدونم ولی فکر کنم بیستایی باشه ، چطور؟

سمیر : هیچی ، میخواستم ببینم چقدر مهارت پیدا کردی.

تام : پس چرا بن نیومد؟ امروز اصلا ندیدمش

سمیر: بن با یه دختری آشنا شده و قراره که با هم ...

در این موقع یک ماشین آخرین مدل از کنار سمیر و تام با سرعت رد میشه

تام : مگه اینجا پیست مسابقه است !!!!

سمیر : الآن حالیش میکنم

پس از یک تعقیب و گریز سمیر بهش میرسه و تام بهش علامت ایست میده . اون مرده هم شیشه رو میده پایین و میگه ترمز بریدم . نمیتونم وایسم و دور میشه...

سمیر : چی گفت ؟؟

تام : گفت که ترمز بریده . حالا چیکار کنیم ؟

سمیر: هیچی از تجربه ام استفاده میکنم . اهل ریسک هستی ؟

تام : من مرد روزای سختم . بریم رفیق

بعد سمیر از اون ماشین جلو میزنه و جلوی ماشینه سرعتش رو کم میکنه و وقتی ماشینه بهش از پشت نزدیک میشه سمیر یهو میزنه رو ترمز ولی اون یارو هول میشه و فرمون رو میپیچونه و میره زیر کامیونی که بغلش بود و چند تا ملق میزنه و ...

سمیر هم میزنه رو ترمز و بعد از یک تصادف خفن در بزرگراه تام و سمیر به سراغ یارو میرن میبینن که مرده.

تام : سمیر ، هدفت از این کار چی بود؟

سمیر: (در حالی مضطرب بود و عذلب وجدان داشت) من میخواست جلوی ماشینش ترمز کنم تا نگهش دارم ولی اون بی عقل نذاشت .همه چی رو خراب کرد .

تام : عیبی نداره سمیر ، تقصیر تو نبود که

سمیر: داد میزنه و درحالی که گریه میکرد میگه : همش تقصیر من بود . لعنتی

 

در اداره پلیس

کروگر: خیلی خوب آقایون چه توضیحی دارین؟ به نظر میرسه که شما مقصر این تصادفات و کشته شدن مقتول بودید.

تام : خانم کروگر!!!!

سمیر: من همه چیز رو به گردن میگیرم ، من فکر کردم که با این کار مبتونم متوقفش کنم

کروگر: شما فیلم زیاد میبینید ؟؟؟؟؟

تام: خانوم کروگر ، ما فقط داشتیم به وظیفمون عمل میکردم . ما پیچیدیم جلوی ماشینش و اون هم میخواست فرار کنه ولی کامیون رو ندید و رفت زیر کامیون

کروگر: کافیه آقایون ، من هم همین گزارش رو برای مقامات بالا فرستادم . باید ببینیم چی میشه .

و در این هنگام بن در میزنه و وارد میشه

بن : اینجا چه خبره؟ دوباره دسته گل به آب دادین؟

سمیر بلند میشه و میره تو اتاق خودش

کروگر: بهتره کمی باهاش صحبت کنید . مرگ اون مرد روش تاثیر گذاشته

بن : مرگ؟؟؟؟ چی شده؟

تام : بیا بریم همه چی رو بهت میگم.

بعد تام همه چی رو برای بن تعریف میکنه و ازش به عنوان رفیق قدیمی سمیر میخواد که بره و به سمیر دلداری بده.

بن هم میره پیش سمیر

(دفتر سمیر)

بن: چی شده مگه حالا ؟ تو فقط به وظیفت عمل کردی رفیق. کار اشتباهی نکردی که داری خودت رو به خاطرش سرزنش میدی.

سمیر: کار اشتباهی نکردم ؟؟؟ اگه من نپیچیده بودم جلوی اون ماشین الان شاید زنده بود.

بن: مگه یادت نیست که چند سال پیش که من به اینجا اومده بودم یه زن جلوی چشام مرد و همین حال تو رو داشتم. تو به من گفتی که ما باید برای هر شرایطی آماده باشیم . چون ما پلیسیم

سمیر: آخه ...

بن: تو فقط به وظیفت عمل کردی

سمیر : ممنون رفیق

سمیر و بن همدیگر رو بغل میکنند و در این هنگام تام در رو باز میکنه و میگه به به عجب صحنه ای . بچه ها هارتموت یه چیزایی پیدا کرده . میایید یا تنهایی برم؟

بن : نخیر ما هم میاییم.

(آزمایشگاه جنایی)

بن: چطوری انیشتین چه خبر؟

هارتموت: سلام بچه ها. من متوجه شدم که یک یری از سیمها جابجا شدن و همچنین متوجه هم شدم که راننده قصد فرار رو نداشته.

تام : یعنی چی؟

سمیر: میشه یکبار هم که شده عین بچه آدم بری سر اصل مطلب

هارتموت: اصل مطلب اینه که ترمز ماشین بریده شده بوده .

بن : چی ترمز ماشین رو بریده بودند؟

تام: چیز دیگه ای پیدا نکردی؟

هارتموت: نه . فقط همین بود . راستی بن شنیدم میخوای ازدواج کنی

بن: فعلا معلوم نیست ولی بزودی معلوم میشه

(اداره پلیس)

تام : راستی بن نگفتی نامزدت کیه؟ من میشناسمش؟ شغلش چیه؟

سمیر: طرف پلیسه . تو بکی از ماموریتها باهاش آشنا شده

در این هنگام الن ( نامزد بن ) از در وارد اداره میشه و به بن چشمک میزنه

بن : اه الن ، تو اینجا چیکار میکنی؟

تام: این همونی نیست چند ماه پیش تو یک عملیات با هم همکاری کردیم؟

سمیر: آره خودشه

تام : این بن عجب آدم زرنگیه . چطوری باهاش آشنا شده.

سمیر: نمیدونم . اینها دیگه فوت و فن کوزه گریه . باید از خودش بپرسی

 

(در دفتر کروگر)

کروگر در حالی که بن و سمیر و تام و الن در دفتر واستاده بودند گفت : آقایون معرفی میکنم خانم الن که حتما افتخار آشنایی باهاش را هم داشتید . قراره که ایشون از این به بعد در این اداره به عنوان همکار شما مشغول به کار باشند . امیدوارم که همکاری خوبی رو داشته باشید

تام : همکار جدید؟

بن : چیه مگه ؟؟؟ خیلی هم خوبه

سمیر: رئیس دلیلش چیه ؟

کروگر: با اتفاقاتی که افتاده من صلاح دونستم که یک همکار جدید برای شما دست و پا کنم. خانم الن الن یکی از افسران خوبند و مطمئن هم باشید که بودن یک همکار عاقل مخصوصا زن در کنار شما به شما خیلی کمک میکند.

بن : خیلی عالیه

الن : خیلی از دیدار دوباره با شما خوشحالم و امیدوارم که همکاریهای خوبی داشته باشیم.

کروگر: خیلی خب آقایون. از پرونده جدید چه خبر؟

تام: رئیس ما متوجه شدیم که ترمز ماشین بریده شده.

الن : من پرونده رو خوندم . پس ترمزش رو بریده بودند . حدس میزدم

تام یواشکی در گوش سمیر میگه: مثلا ادای ادمای زرنگ رو در میاره

سمیر: عیبی نداره ، بالاخره اون هم باید نظر بده ، ما الآن یه گروهیم.

کروگر: پس منتظر چی هستید قدم بعدی چیه؟

بن: بهتره بریم یه سری به خونش بزنیم.

کروگر : عالیه . من باید چندتا نکته رو باید بهتون بگم . اولا اسم گروه کلی شما کبرا 11 است و شما به دو گروه تقسیم میشید . من انتخاب رو به عهده شما گذاشتم . نگران نباشید شما یم گروه هستید. گروه کوچک فقط مخصوص عملیاتهاست.

سمیر : من و بن با هم باشیم بهتره .

بن : ولی الن کمی با این کار نا آشناست. اگر یه کاردرست بتهتش باشه خیلی بهتره نه سمیر

سمیر: !!!!!!!

تام : پس منو سمیر میشیم گروه کبرا 11 تیم A و بن و الن میشن گروه کبرا 11  تیم B

الن : من موافقم

بن : منم همینطور

سمیر: باشه ، هر طور که مایلید

کروگر: هر چه سریعتر کارتون رو شروع کنید . گرکان شما بایستید بقیه میتونند برند

کروگر و سمیر چند دقیقه ای با هم صحبت میکنند و سمیر از اتاق میاد بیرون

تام : چی شد سمیر؟ کروگر چیکارت داشت؟

سمیر: هیچی گفت که دادستانی حرفاش رو باور کرده و من مقصر تصادف شناخته نشدم .

الن : خب از کجا شروع کنیم؟

تام: اونطور که من خوندم مقتول دو پسر و یک دختر داشته .

سمیر: من و تام میریم خونش سراغ پسراش

بن : من و الن میریم دانشگاه تا با دخترش صحبت کنیم.

 

ادامه داستان تا هفته آینده

 

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. سارا : سلام. می خواستم بدونم چطور میتونم فیلم هارو ببینم؟



  1. Fatemeh : سلام ،
    وب خیلی عالی دارین من چن وقته که دنبال وبی می گردم که داستانها و قسمت های اونو برای دان بزاره البته با زبان اصلی ... که با این وب آشنا شدم .
    خوشحال میشم که بقیه داستانای قشنگتو نو بخونم منتظر بقیه داستانها هستم.
    امیدوارم همینطوری به کارتون ادامه بدین
    پاسخ : سلامت باشید ....



  1. اون يكي فاطمه :
    عالي بوووووووووووووووووود
    پاسخ : مرسی !!!!!!!



  1. مینا : بابا ای ول ....دمت دمادم
    پاسخ : یعنی اینقدر خوب بود؟؟؟؟؟!!
    پاسخ : خوب حتما خوبه که تعریف میکنیم...
    راستی مشکل نتت حل شد؟؟
    پاسخ : نه متاسفانه . ولی خب سعی مبکنم زود به زود آپ بشم



  1. Amir : فوق العاده!!!!!!!!!!!!
    پاسخ : ممنون .........



  1. ريحانه : وای عالی بود سروش..
    از نقشم هم خیلی خوشم اومد مرسی...
    پاسخ : خدا رو شکر که خوشت اومده



  1. kimiya : Koorosh joon to ham kheili khooooooob va jaleb minevisi.man ke kheili khosham oomad
    پاسخ : آره منم غافلگیر شدم قشنگ بود در حد ....اصلا حد نداره...
    پاسخ : مرسی !!!!
    پاسخ : راستی کیمیا جان ، کوروش نه سروش .!!!!
    پاسخ : منم میخواستم همین رو بگم سروش...


ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

هواداران هشدار برای کبری 11
به وبسایت هواداران کبرا 11 خوش آمدید. سلام خدمت تمام دوستان و همراهان گلم . مطمئنا اکثرتون منو میشناسید و قبلا در وبسایت من بودید . بنابراین با نظرات و شرکت در گفتگوها من رو دلگرم کنیذ . در ضمن اگر دوست دارید نویسنده کبرایی باشید میتونید در همینجا کارتون رو شروع کنید. ..::سروش::..

نویسندگان

نظرسنجی

کدامیک از همکاران سمیر از نظر شما بهتر بودند ؟






بازی وینزنز کیفر در نقش الکس را چطور ارزیابی میکنید؟